شيخ محمد جعفر امامى
33
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
تعبير به « إِخْوان » ( برادران ) يا به خاطر اين است كه اعمالشان همرديف و هماهنگ اعمال شياطين است ، همچون برادرانى كه يكسان عمل مىكنند ؛ و يا به خاطر آن است كه قرين و همنشين شيطان در دوزخند . « 1 » [ إِدّ : ] « لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدّاً » « إِدّ » از مادّهء « أدّ » ( بر وزن ضدّ ) در اصل به معناى صداى ناهنجارى است كه بر اثر گردش شديد امواج صوتى در گلوى شتر به گوش مىرسد ؛ سپس به كارهاى بسيار زشت و وحشتناك اطلاق شده است . « 2 » [ إدَّارَك : ] « بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ » « ادَّارَك » در اصل « تدارك » بوده كه به معناى پشت سر هم قرار گرفتن است . بنابراين مفهوم جملهء « ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الآخِرَةِ » اين است كه : « آنها تمام معلومات خود را در مورد آخرت به كار گرفتند ، اما به جايى نرسيدند » . « 3 » [ إِدبار : ] « وَ أَدْبارَ السُّجُودِ » « ادبار » ( بر وزن اقبال ) ، در اينجا به معناى پشت كردن است . و در آيات مورد بحث « ادبار » ( بر وزن ابزار ) ، جمع « دبر » به معناى پشت مىباشد . « ادبار السجود » به معناى بعد از سجدههاست ؛ « ادبار النجوم » به معناى هنگام پشت كردن ستارگان است . « 4 » [ أَدْعِياء : ] « فِى أَزْواجِ أَدْعِيآئِهِمْ » « أَدْعِياء » جمع « دَعِىّ » به معناى پسر خوانده است . « 5 » [ أَدنى : ] « وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِّنَ الْعَذابِ الْأَدْنى » « أَدنى » از مادّهء « دُنُو » به معناى نزديكتر است . « 6 » [ أَدْهى : ] « وَالسَّاعَةُ أَدْهى وَ أَمَرُّ » « أَدْهى » از مادّهء « دهو » و « دهاء » به معناى مصيبت و حادثهء بزرگ است كه راه خلاص و علاج و درمان ندارد ؛ و گاه به معناى شدت هوشيارى نيز آمده است . اما در آيهء مورد بحث به معناى اول مىباشد . « 7 » [ أَذْقان : ] « عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً » « أَذْقان » جمع « ذقن » به معناى « چانه » است ؛ و مىدانيم به هنگام سجده كردن ، كسى چانه بر زمين نمىگذارد . اما تعبير آيه ، اشاره به اين است كه آنها با تمام صورت در پيشگاه خدا بر زمين مىافتند ، حتى چانه آنها كه آخرين عضوى است كه به هنگام سجده ممكن است به زمين برسد ، در پيشگاه با عظمتش بر زمين قرار مىگيرد . بعضى از مفسران ، اين احتمال را نيز دادهاند كه در سجدهء معمولى انسان نخست پيشانى بر خاك مىنهد ، ولى كسى كه همچون مدهوشان بر خاك مىافتد ، اول چانه او بر زمين قرار مىگيرد ، به كار بردن اين تعبير ، در آيه تأكيدى است بر معناى « يَخِرُّونَ » . « 8 » [ أَذَلِّين : ] « اولئِكَ فِى الْأَذَلِّينَ » « اذَلِّين » از مادّهء « ذُلّ » به معناى ذليلترين افراد است . « 9 » [ أَذَّنَ : ] « وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ » « أَذَّنَ » از مادّهء « تأذين » به معناى اعلام كردن است ؛ و به معناى سوگند ياد كردن نيز آمده است ، در اين صورت معناى آيه چنين مىشود : « خداوند سوگند ياد كرده است كه تا دامنهء قيامت چنين اشخاصى در ناراحتى و عذاب باشند » . « 10 »
--> ( 1 ) . اسراء ، آيهء 27 ( ج 12 ، ص 106 ) ؛ حشر ، آيهء 10 ( ج 23 ، ص 532 ) ( 2 ) . مريم ، آيهء 89 ( ج 13 ، ص 159 ) ( 3 ) . نمل ، آيهء 66 ( ج 15 ، ص 557 ) ( 4 ) . ق ، آيهء 49 ( ج 22 ، ص 301 ) ؛ طور ، آيهء 49 ( ج 22 ، ص 301 ) ( 5 ) . احزاب ، آيهء 37 ( ج 17 ، ص 344 ) ( 6 ) . سجده ، آيهء 21 ( ج 17 ، ص 176 ) ( 7 ) . قمر ، آيهء 46 ( ج 23 ، ص 82 ) ( 8 ) . اسراء ، آيهء 107 ( ج 12 ، ص 352 ) ( 9 ) . مجادله ، آيهء 20 ( ج 23 ، ص 475 ) ( 10 ) . اعراف ، آيهء 167 ( ج 6 ، ص 505 )